السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
478
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ميان خود و كفّار قرار مىدادند هر كس كه بر آن صندوق تقدّم و پيشى مىگرفت ، به قتل مىرسيد يا شكست مىخورد ، امّا هر كس آن صندوق را پيشاپيش خود قرار مىداد ، موفّق به كشتن دشمنان مىشد . آن وقت خداوند به پيامبر آنها وحى نمود : جالوت توسّط مردى كشته مىشود كه زره موسى ( ع ) برازندهء قامت او باشد و او مردى از اولاد لاوى بن يعقوب است كه نامش داود پسر آشى چوپان است كه پدر او ده پسر دارد كه كوچكترين آنها داود است زمانى كه طالوت در ميان بنى اسرائيل به حكومت مبعوث شد و آنها را براى جنگ با جالوت گرد هم آورد ، مأموران را در طلب آشى و فرزندان او فرستاد ، وقتى آشى حاضر شد و سپس زره موسى را بر تن يكايك فرزندان او پوشانيدند ، بعضى از آنها زره بر ايشان بزرگ بود و بعضى ديگر زره براى آنها كوچك بود ، طالوت گفت : آيا كسى از فرزندان تو هست كه حضور نداشته باشد ؟ او گفت : آرى كوچكترين پسرم را جهت نگهبانى از گوسفندان بجاى خود قرار دادم ، پس كسى را به دنبال او فرستادند و وى آمد ، در حالى كه همراه خود سنگ قلابى داشت ، در راه سه سنگ به زبان آمده و به او گفتند : اى داود ما را همراه خود ببر ، داود كه جوانى قوى هيكل و قدرتمند بود آنها را برداشت و در خورجين خود قرار داد . وقتى او به نزد طالوت رسيد ، طالوت زره موسى را بر تن او كرد و زره دقيقا اندازهء او بود ، پس طالوت او را همراه سپاه روانه كرد ، ( آنگاه پيامبر آنها به ايشان گفت : بدرستى خداوند شما را با نهرى آزمايش مىكند ، هر كس از آن نهر بياشامد از حزب خدا نيست و هر كس از آن نياشامد از حزب خداست ، جز آن افرادى كه مشتى با دست خود بردارند [ 1 ] ) . وقتى به آن نهر رسيدند ، خداوند آنها را آزاد گذاشت تا مشتى آب برگيرند ، پس به جز تعداد اندكى همه از آب نهر نوشيدند ، آنهايى كه آب نهر را خوردند شصت هزار نفر بوده و كسانى كه ابدا آب آن را نخوردند سيصد و سيزده نفر بودند . وقتى از نهر عبور كردند و چشمشان به سپاه جالوت افتاد ، ( كسانى كه از آب نهر خورده بودند ، گفتند : امروز ما در برابر آنها هيچ نيرويى نداريم ، امّا كسانى كه از آن آب
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 249 .